اساس لیزر
مقدمه
کلمه لیزر برگرفته از کلمات Light Amplification by Stimulated Emission of Radiation ، و به معنای تقویت نور توسط تابش اشعه برانگیخته شده است. لیزرها همواره در کاربردهای نظامی، بخصوص برای استفاده در هدف گیری، کنترل شلیک، و از این دست استفاده می شوند.این لیزرها یابنده ناحیه، نقش دهنده هدف، و شبیه ساز هدایت کننده آتش نامیده شده اند. لیزرها همچنین در مخابرات، رادارهای لیزری (LIDAR)، سیستمهای فرودگاه، اشاره گرهای لیزری، سیستمهای راهنمایی، اسکنرها، کار با فلز، عکاسی، ایجاد تصویر لیزری، و در پزشکی کاربرد دارند.
دراین متن کلمه لیزر به دستگاههای گسیل تابش الکترومغناطیسی که از تقویت نور توسط تابش اشعه برانگیخته شده در طول موجهای 180 نانومتر تا 1 میلیمتر استفاده می کنند، محدود شده است.طیف الکترومغناطیسی محدوده انرژی از اشعه گاما تا نیروی کهربایی را شامل می شود. شکل 1 تمام طیف الکترومغناطیسی و طول موجهای گوناگون این نواحی را نشان می دهد.
شکل1:طیف الکترومغناطیسی
طول موجهای عمده اشعه لیزر برای کاربردهای ارتشی و بازرگانی محدوده طیف فرابنفش، مرئی، و مادون قرمز را در بر می گیرد. اشعه فرابنفش برای لیزرها مرکب است از طول موج 180 تا 400 نانومتر. ناحیه مرئی مرکب است از تابشی با طول موج 400 تا 700 نانومتر. این بخشی است که ما نور مرئی می نامیم. ناحیه مادون قرمز طیف مرکب است از تابشی با طول موج بین 700nm تا 1mm . اشعه ای که جذب پوست می شود فقط در چند لایه سطحی و کم آن نفوذ می کند. در چشم، تابش مرئی و مادون قرمز نزدیک از قرنیه عبور می کنند، وتوسط شبکیه چشم متمرکز شده و جذب می شوند. اینها طول موج نوری است که تاثیر نور مرئی را مشخص می کند: بنفش در 400 nm، قرمز در 700 nm، و رنگهای دیگر طیف مرئی بین این دو قرار دارند. وقتی که تابش جذب شد، تاثیر جذب در بافت زیستی می تواند فوتوشیمیایی، گرمایی، یا مکانیکی باشد: مثلا در ناحیه فرابنفش، عمل اولیه فوتو شیمیایی است؛ در ناحیه مادون قرمز، عمل در ابتدا گرمایی است؛ و در محدوده مرئی، هر دو اثر حاضر است. وقتی که شدت تابش به حد کافی بالا باشد، جذب توسط بافت منجر به آسیب خواهد شد.
تئوری لیزر و چگونگی عملکرد آن
فهمیدن اینکه لیزر چگونه کار میکند در شناختن خطرهای استفاده از لیزر کمک می کند. شکل 2 تابش الکترومغناطیسی منتشر شده از یک ذره باردار مثل یک الکترون که انرژی می گیرد را نشان می دهد. هر زمان که یک الکتروناز یک حالت انرژی بالاتر Q1 به حالت انرژی پایین تر Q0 بیافتد در یک اتم یا یون این اتفاق می افتد همانطور که در نور فلوئورسانس اتفاق می افتد. همچنین این اتفاق از تغییر در حالت ارتعاشی یا دورانی مولکولها رخ می دهد.
رنگ نور توسط فرکانس یا طول موج آن مشخص می شود. طول موجهای کوتاهتر فرابنفش هستند و طول موجهای بلند تر مادون قرمز. کوچکترین ذرات انرژی نور مانند فوتون، توسط مکانیک کوانتومی توصیف شده است. انرژی یک فوتون، E،توسط فرکانس آن،ν، و ثابت پلانکh مشخص می شود:
سرعت نور در خلاء، C، 300 میلیون متر در ثانیه است. طول موج نور، λ، طبق معادله زیر با ν در رابطه است:
اختلاف در ترازهای انرژی در جایی که یک الکترون برانگیخته می افتد، طول موج نور تابش شده را مشخص می کند.
شکل2:گسیل اشعه از یک اتم توسط انتقال گذار یک الکترون ازتراز انرژی بالاتر به تراز انرژی پایینتر.
اجزاء یک لیزر
همانطور که در شکل 3 نشان داده شده، سه جزء اساسی لیزر عبارتند از :
· ماده لیزری ( کریستال، گاز، نیمه رسانا، رنگینه، و غیره...)
· منبع دمش ( به ماده لیزری انرژی اضافه می کند، برای مثال لامپ برق، جریان الکتریکی که باعث برخورد الکترون می شود، تابش از یک لیزر و غیره)
· کاواک نوری شامل بازتابنده ها برای اینکه بعنوان مکانیسم فید بک برای تقویت نور عمل کنند.
شکل3: طرح کلی لیزر حالت جامد
الکترونها در اتمهای ماده لیزری معمولا در حالت پایدار تراز انرژی پایین تر اقامت دارند. وقتی که انرژی نور از لامپ برق به اتمهای ماده لیزری اضافه شود، اکثریت الکترونها به تراز انرژی بالاتر برانگیخته می شوند، پدیده ای که بعنوان وارونگی جمعیت می شناسیم. این برای این الکترونها یک شرایط ناپایدار است. آنها برای یک زمان کوتاه در این حالت خواهند ماند و سپس به حالت انرژی اصلی اش واپاشی می شود. این واپاشی به دو روش حادث می شود: واپاشی خودبخودی- الکترونها وقتی بطور تصادفی فوتونهای هدایت شده را منتشر می کنند، حقیقتا به حالت زمینه می افتند؛ و واپاشی برانگیخته (القایی) - فوتونها از الکترونهای واپاشی خودبخودی به دیگر الکترونهای برانگیخته شده برخورد می کنند و باعث می شوند آنها به حالت زمینه شان بیافتند. این گذار برانگیخته انرژی ای بشکل فوتونهای نور آزاد خواهد کرد که در فاز باهمان طول موج و در همان مسیر بعنوان فوتون تابع حرکت می کنند. اگر مسیر موازی با محور نوری باشد، فوتونهای منتشر شده در کاواک نوری سرتاسر ماده لیزری بین آینه تمام بازتابنده و آینه بخشی بازتابنده به جلو برمی گردند. با این روش انرژی نور تقویت شده، تا انرژی کافی برای انفجار نور لیزر ساخته شود که از آینه بخشی بازتابنده عبور کند.
همانطور که در شکل 4 نشان داده شده، یک محیط لیزری در آخر باید یک حالت برانگیخته (ناپایدار) داشته باشد که الکترونها بتوانند به مدت کافی طولانی (میکروثانیه یا میلی ثانیه) گیر بیافتند که یک وارونگی جمعیت اتفاق بیافتد. اگرچه لیزر ممکن است فقط با دو تراز انرژی عمل کند، اما بیشتر لیزرها چهار تراز یا بیشتر دارند.
شکل4: نمودار انرژی لیزر سه ترازه
سوییچ Q در حالت اپتیکی روشی است از تهییه پالسهای لیزر یک دوره زمانی خیلی کوتاه. یک بلور دوار بعنوان بازتابنده کامل در شکل 3 روش اولیه تهیه سوییچ Q بود. تنها در نقطه دوران که یک مسیر نوری واضح وجود دارد، انرژی نور اجازه خواهد یافت که عبور کند. امروزه برای یک دستگاه سوئیچ Q اغلب از یک دستگاه الکترو- نوری کدر معمولی (برای مثال یک pockels cell) استفاده می شود. در زمان استفاده از ولتاژ، دستگاه شفاف می شود، توسط اتمهای برانگیخته در کاواک نور ایجاد می شود سپس می تواند به آینه برسد بنابراین کیفیت آینه، Q، به یک تراز بالا افزایش می یابد و یک پالس لیزر با پیک توان بالا از مدت چند نانو ثانیه منتشر می کند. وقتی که فاز مدهای با فرکانس مختلف یک لیزر همزمان شوند (به هم قفل شوند)، این مدها با یکدیگر تداخل خواهند کرد و یک اثر ضربه تولید می کنند. نتیجه یک خروجی لیزر با ارتعاشات جاداده شده منظم است که "مد قفل شده" نامیده می شود. لیزرهای مد قفل شده بطور معمول رشته ای از پالسها را با مدت چند پیکو ثانیه تا نانو ثانیه تهیه می کنند که در نتیجه پیک توان بالاتری از همان لیزر که در مد سوئیچ Q عمل می کند دارد. لیزرهای پالسی اغلب برای تهیه پالسهای مکرر تهیه شده اند. فرکانس تکرار پالس، prf، مثل پهنای پالس در سنجش اثار زیستی خیلی مهم است.
انواع لیزرها
دیود لیزر، دیودی است که با یک کاواک نوری برای تقویت نور منتشر شده از گاف انرژی نور منتشر میکند که همانطور که در شکل 5 نشان داده شده، در نیمه رساناها وجود دارد و آنها می توانند توسط اختلاف جریان بکار رفته، دما یا میدان مغناطیسی تنظیم شوند.
شکل5: طرح لیزر نیمه رسانا
لیزرهای گازی همانطور که در شکل 6 نشان داده شده، از یک گاز تشکیل شده اند که در یک تیوپ پر شده در کاواک لیزر جا گرفته. یک ولتاژ (یک منبع پمپ اضافه) برای تیوپ تهیه شده که اتمها را در گاز برای وارونی جمعیت برانگیخته کند. نور منتشر شده از این نوع لیزر عموما موج پیوسته است (cw). توجه کنید که اگر پنجره های زاویه بروستر به تیوپ تخلیه گاز وابسته باشد، برخی تابش های لیزر ممکن است به بیرون از کاواک لیزر بازتاب شود. لیزرهای گازی بزرگ بعنوان لیزرهای دینامیک گازی شناخته شده اند که از یک مخزن سوخت و دهانه فراصوت برای وارونی جمعیت استفاده می کنند.
شکل6: نمودار لیزر گازی
شکل 7 یک نمودار لیزر رنگینه ای را نشان می دهد. لیزرهای رنگینه ای یک ماده فعال در یک مایع معلق در اختیار دارند. سلول رنگینه محیط لیزری را شامل می شود. رنگینه های زیاد یا مایع معلق سمی هستند.
شکل7: نمودار لیزر رنگینه ای عادی
لیزرهای الکترون آزاد مثل شکل 8 توانایی تولید طول موجهایی از ناحیه میکرو ویو تا اشعه x را دارند. آنها با داشتن یک باریکه الکترون که در یک کاواک نوری از یک میدان مغناطیسی متحرک عبور می کند، عمل می کنند. تغییر جهت الکترونها توسط میدان مغناطیسی باعث می شود که آنها فوتون منتشر کنند.
شکل8: نمودار لیزر الکترون آزاد
هندسه باریکه لیزر ، طرح موج الکترو مغناطیسی عرضی (TEM) را نشان میدهد در عرض باریکه مشابه با میکرو موج در یک موجبر. شکل 9 برخی مدهای TEM معمول در یک مقطع عرضی باریکه لیزر را نشان می دهد.
شکل9: مدهای رایج باریکه لیزر TEM
عملکرد یک لیزر در مد TEM10 می تواند بعنوان دو لیزر که در کنار هم عمل می کنند، در نظر گرفته شود. مد ایده آل برای بیشترین کاربرد های لیزر مد TEM00 است و معمولا فرض شده که این مد به آسانی تجزیه خطرات لیزر را انجام می دهد. نور یک منبع معمولی بشدت پهن باند است (طول موجهای بین طیف الکترومغناطیسی را شامل می شود). اگر جایی برای قرار دادن یک فیلتر در جلوی یک منبع نور سفید یا پهن باند باشد که فقط یک باند خیلی باریک طول موج را بپذیرد، در حین خروج نور از فیلتر فقط یک نور تک رنگ دیده خواهد شد. نور لیزر شبیه به نوری است که از فیلتر دیده می شود. در هر صورت، به جای یک باند باریک طول موج هیچیک از آنها در مورد لیزر برتر نیستند، پهنای خط نازکتر نزدیک به فرکانس مرکزی غالب وجود دارد که از لیزر منتشر شده. رنگ یا طول موج نور منتشر شده به نوع ماده لیزری استفاده شده بستگی دارد. برای مثال، اگر Neodymium: Yttrium Aluminum Garnet (Nd:YAG) بعنوان ماده لیزری استفاده شود، نوری با طول موج 1064 نانومتر منتشر خواهد شد. جدول 1 انواع گوناگون موادی را که بطور رایج برای لیزر استفاده می شود و نیز طول موجهایی که توسط آن نوع لیزر منتشر می شود را شرح می دهد. توجه کنید که برخی مواد بخصوص و گازها قادرند بیش از یک طول موج منتشر کنند. طول موج نور منتشر شده در این مورد وابسته به ترکیب نوری لیزر است.
جدول1: لیزرهای رایج و طول موجهایشان
|
LASER TYPE
|
WAVELENGTH (Nanometers)
|
|
Argon Fluoride
|
193
|
|
Xenon Chloride
|
308 and 459
|
|
Xenon Fluoride
|
353 and 459
|
|
Helium Cadmium
|
325 - 442
|
|
Rhodamine 6G
|
450 - 650
|
|
Copper Vapor
|
511 and 578
|
|
Argon
|
457 - 528 (514.5 and 488 most used)
|
|
Frequency doubled Nd:YAG
|
532
|
|
Helium Neon
|
543, 594, 612, and 632.8
|
|
Krypton
|
337.5 - 799.3 (647.1 - 676.4 most used)
|
|
Ruby
|
694.3
|
|
Laser Diodes
|
630 - 950
|
|
Ti:Sapphire
|
690 - 960
|
|
Alexandrite
|
720 - 780
|
|
Nd:YAG
|
1064
|
|
Hydgrogen Fluoride
|
2600 - 3000
|
|
Erbium:Glass
|
1540
|
|
Carbon Monoxide
|
5000 - 6000
|
|
Carbon Dioxide
|
10600
|
نور یک منبع نور معمولی همانطور که در شکل 10 مشخص شده بسرعت واگرا یا پخش می شود. شدت ممکن است در منبع زیاد باشد، اما همانطور که بیننده از منبع دور می شود بسرعت کاهش می یابد.
شکل10: واگرایی از منبع نور معمولی
در مقایسه، خروجی لیزر همانطور که در شکل 11 نشان داده شده، واگرایی خیلی کمی دارد و می تواند پرتوهای با شدت بالا را در طول نواحی نگهدارد. بنابراین، لیزرهای با توان پایین نسبتا قادرند که انرژی بیشتری در یک طول موج تنها در یک اشعه آزاد کنند که از آنچه که منابع نوری متعارف فراهم می کنند قوی تر و پر توان تر است.
شکل11: واگرایی منبع لیزر
برای مثال، یک لیزر که قادر است یک پالس 100mJ را در 20 ns ارسال کند یک پیک توان 5 میلیون واتی دارد. یک لیزر cw معمولا انرژی نوری خواهد داشت که در وات بیان شده، و یک لیزر پالسی معمولا خروجی اش در ژول بیان خواهد شد. چونکه انرژی نمی تواند ظاهر شود یا از بین برود، مقدار انرژی قابل دسترسی در خلاء در خروجی لیزر همان مقدار انرژی ای خواهد بود که در اشعه در همان نقطه دور از محل تابش شامل می شود (با مقداری که در اتمسفر از دست می رود). شکل 12 یک اشعه لیزر از همین نوع را نشان می دهد. مقدار انرژی در دسترس درون ناحیه مورد آزمایش بطور قابل توجهی کمتر از مقدار انرژی در دسترس درون باریکه خواهد بود. برای مثال، خروجی یک لیزر 100 mW می تواند در 1 cm2 از همان ناحیه 40mW داشته باشد. در این مثال درخشندگی 40 mW/Cm2 است.
شکل12: مثالی از درخشندگی
ویژگی های مواد
مواد می توانند پرتوهای نور را بازتاب کنند، جذب کنند، و یا انتقال دهند. بازتاب نور بهتر از همه توسط آینه شرح داده شده. اگر پرتو نور به یک آینه برخورد کند، تقریبا تمام انرژی ای که به آینه می رسد بازتاب خواهد شد. شکل 13 نشان می دهد که سطح یک پلاستیک یا شیشه چگونه روی پرتو رسیده عمل خواهد کرد. جمع انرژی عبور کرده، جذب شده، و بازتاب شده، با مقدار انرژی رسیده به سطح برابر خواهد بود.
اگر سایز عیوب و اختلافات سطح خیلی کوچکتر از طول موج پرتو نور رسیده باشد، سطح آینه ایست (یعنی مثل آینه). وقتی که بی نظمی ها بطور تصادفی جهت دار، و خیلی بزرگتر از طول موج باشند، پس سطح پراکنده در نظر گرفته می شود. در منطقه واسطه، گاهی لازم است که به پراکندگی و اجزاء وابسته به آینه بطور جداگانه توجه شود.
شکل13: برخورد پرتو نور با سطح شیشه ای
یک سطح آینه ای صاف واگرایی پرتو نور رسیده را به مقدار قابل توجهی تغییر نخواهد داد. اما، سطوح آینه ای منحنی می توانند واگرایی را تغییر دهند. مقداری که در واگرایی تغییر داده شده به انحنای سطح بستگی دارد. شکل 14 این دو نوع سطح را و اینکه چگونه پرتو نور رسیده را بازتاب خواهند کرد نشان می دهد. در واگرایی و انحنای بازتابنده بیش از حد اغراق شده تا اثرها را بهتر نشان دهد. توجه کنید که مقدار درخشندگی مقایسه شده در یک ناحیه خاص از بازتابنده، بعد از بازتاب از سطح منحنی، نسبت به وقتی که از سطح صاف بازتاب شود کمتر خواهد بود، مگر اینکه کانون بازتابنده منحنی نزدیک پرتو یا در آن ناحیه باشد.
سطح پراکنده، سطحی است که پرتو لیزر رسیده را در تمام جهت ها بازتاب می کند. وقتی باریکه لیزر به بازتابنده پراکنده می خورد، مسیر پرتو دیگر ادامه پیدا نمی کند. اینکه یک سطح بازتابنده پراکنده باشد یا یک بازتابنده آینه ای، به طول موج باریکه لیزر رسیده بستگی خواهد داشت. سطحی که برای یک باریکه لیزر مرئی یک بازتابنده پراکنده باشد، ممکن است برای یک اشعه مادون قرمز (برای مثال CO2) یک بازتابنده آینه ای باشد. همانطور که در شکل 15 نشان داده شده تاثیر انحناهای گوناگون بازتابنده های پراکنده، روی اشعه های بازتاب شده اختلافات کوچکی می سازد.
اگر نور به یک واسطه جداکننده دو محیط عبور دهنده (مثل یک واسطه هوا- شیشه) وابسته باشد، مقداری از نور عبور خواهد کرد در صورتیکه مقداری از آن از سطح بازتاب خواهد شد. اگر هیچ انرژی ای در محیط واسطه جذب نشده باشد، T+R=1 ، که T و R به ترتیب ضرائب عبور و شکست نامیده می شوند. این ضرائب فقط به ویژگی های ماده و طول موج تابش بستگی ندارند، بلکه به زاویه برخورد نیز بستگی دارند. مقدار نور رسیده که بازتاب شده و مقداری که از ماده عبور کرده بیشتر به قطبش پرتو نور وابسته است.
زاویه ای که یک پرتو رسیده تابشی با حالت عادی شکل می گیرد، زاویه شکست و زاویه بازتاب را برای سطح مشخص می کند ( زاویه بازتاب برابر است با زاویه تابش). رابطه بین زاویه تابش (Φ)و زاویه شکست (′Φ) بشکل زیر است:
که n و n′ شاخصهای شکست محیطها یی هستند که پرتوهای تابش و عبور کرده به ترتیب در سرتاسر آن حرکت می کنند (شکل 13 را ببینید).
شکل14: بازتابنده های آینه ای
رابرت الدریک